سیاست ترکیه بر پایه منافع است نه باورها/ بازی‌های پیچیده‌ای در انتخابات اخیر ترکیه رخ داد/ مردم جایگزینی برای اردوغان ندارند

0

رها نیوز:

ساعت: 12:26
منتشر شده در مورخ: 1395/01/05
شناسه خبر: 685287

گفت‌وگوی تفصیلی آناج با رایزن فرهنگی سابق ایران در ترکیه/(بخش اول)

در مورد اتفاقات اخیر ترکیه و سیاست های داخلی و خارجی دولت این کشور با حجت الاسلام حسن شعبانی، رایزن فرهنگی سابق ایران در ترکیه، گفت‌وگو کردیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، در مورد شرایط فعلی ترکیه و همچنین سیاست های داخلی و خارجی حزب حاکم “عدالت و توسعه”، با حجت الاسلام حسن شعبانی، رایزن فرهنگی سابق ایران در استانبول و دبیر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی،  گفت‌وگویی داشتیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

آناج: تحلیل خود را از جامعه ترکیه بیان کنید:

علی رغم اینکه ما با ترکیه همسایه هستیم، اما نه مردم ایران ترکیه را و نه مردم ترکیه ایران را می شناسند. معمولا تصوری  که همگان از ترکیه دارند، ترکیه ای یک پارچه است. مثلا اگر برخی ها بی دین هستند، این یعنی همه آنها بی دین هستند، در حالیکه مردم ترکیه نیز مانند مردم ایران از قشرهای مختلفی با گرایش های مختلف تشکیل شده است. بنده که در استانبول ماموریت داشتم و به چشم خود دیدم که محله هایی در آنجا هستند که مانند شاه عبدالعظیم ایرانی هاست. اگر چه باور این مطلب سخت است، اما اگر به آنجا بروید ملاحظه خواهید کرد که خانه ها، مغازه ها، حجاب خانم ها، قیافه آقایان و حتی سبک زندگی آنها خیلی شبیه ما ایرانی هاست یا حتی اگر به محله های اروپایی بروید اکثرا موسسات اسلامی را می بینید که کنار یکدیگر هستند و فعالیت می کنند از طرف دیگر برخی محله هایی هستند که سبک زندگی آنها کاملا مطابق هنجار و سبک زندگی اروپایی می باشد.

قشر دیگری نیز وجود دارد که همانند قشر کارگری ایران هستند و فقط فکرشان برای تهیه ی نان شب می باشد. همه این گفته هایم این رابیان می کند که 50 درصد جامعه ترکیه غیر از این که مسلمان هستند دغدغه ی مسائل دینی را هم دارند. 50 درصد بعدی به لحاظ اجتماعی و سیاسی هم اگر لاییک باشند، اما به لحاظ شخصی قسمت عمده شان به دین و اسلام علاقه مندند. اما درصدی هم هستند با اینکه حتی ممکن است اسمشان مسلمان باشد، اما هیچ ارتباطی با اسلام ندارند. ترکیه به لحاظ مذهبی اکثرا حنفی هستند به غیر از قسمت کرد نشین ترکیه که شافعی هستند. 98-99 درصد مردم ترکیه مسلمان هستند و درصد ناچیزی را غیر مسلمانان تشکیل می دهند. اقوام بسیار متفاوتی در ترکیه زندگی می کنند از جمله کرد، عرب، آذری، بشنک، لاز، چرکز، قورجی و غیره این ها اقوامی هستند که در ترکیه زندگی می کنند و در ادوار مختلف به ترکیه آمدند و در آنجا ماندگار شدند.

 ساختار سیاسی ترکیه ساختاری لائیک است که بعد از امپراتوری عثمانی و آمدن آتا ترک لائیک بودن را انتخاب کردند و اگر در 10-12 سال اخیر کسی بر سرکار آمده که دغدغه های دینی دارد، این به آن معنی نیست که در حکومت آنجا قرار است انقلابی صورت گیرد یا قرار است اسلامی شود. خود آقای اردوغان که بعد از بیداری اسلامی به مصر رفت در آنجا گفت که من حکومت لائیک را به شما پیشنهاد می کنم؛ هرچند این گفته شان تبعات زیادی نیز برایشان داشت.

 درکل به لحاظ فرهنگی همانند ایران تنوع زیادی وجود دارد. به لحاظ اقتصادی در مقایسه با دولت آقای اردوغان و دوره آک پارتی، ترکیه با جهش بزرگی  روبه رو بود هر چند در 2-3 سال اخیر بخاطر قضیه سوریه که دولت ترکیه ورود پیدا کرد و این گونه مسائل منطقه ای ومخصوصا تنش  بزرگی که با روسیه داشت، ضربه بزرگی را متحمل شد و اینکه در سفر اخیری که آقای داوود اوغلی داشت گفت که ایران به عنوان میانجی بین روسیه و ترکیه باشد.

 

 

مثلا میوه ای که به 5 لیره فروخته می شد، همان میوه به علت تحریم ترکیه از طرف روسیه به قیمت 75 کوروش (1 لیره=100 کوروش) فروخته می شود  و این ضربه سنگینی به اقتصاد و کشاورزی ترکیه می زند. مخصوصا که بخش عمده ای از اقتصاد ترکیه بعد از توریسم به کشاورزی وابسته است. همچنین ترکیه در برخی از بخش های صنعتی رشد خوبی داشته است. از جمله در بخش های صنعتی، قطعات ماشین و مخصوصا توریسم، درآمد زایی کلانی را ایجاد کرده است و مساله مهمی که در مورد اقتصاد این کشور بارز است،  این است که اقتصاد این کشور بر اساس مالیات است. یعنی هر چیزی را که بخواهند در این کشور استفاده کنند، باید مالیاتش را پرداخت کنند.

اما در برخی از زمینه ها ترکیه استاندارد خود را بر اساس کشورهای آسیایی قرار نداده است و این مسئله مهمی برای ایجاد انگیزه است، البته نه برای الگو گیری های ارزشی. مثلا در مورد مسائل اقتصادی، خودشان را با کشور های آسیایی مقایسه نمی کنند، یا به لحاظ ورزشی خود را با کشورهایی اروپایی مقایسه می کنند؛ و این نیز برایشان انگیزه هم ایجاد می کند که  به آنجا ورود کنند و پیشرفت داشته باشند. علی ایها الحال، جامعه ای با شاخصه های گوناگون با موضو عات مختلف است  و بخاطر همین در هر موضوع باید جداگانه تحلیل شود.

آناج: بارزترین  تغییراتی که در 13 سال گذشته، یعنی دوران حکومت حزب عدالت توسعه در ترکیه به وجود آمده است، چیست؟

اقشار متدین که همیشه خود را به عنوان اپوزیسیون سیستم حاکمیت ترکیه می دانستند الان از این وضعیت خارج شده اند. یعنی این قضیه تا جایی پیشرفته بود که احتمال برچیده شدن سیستم لائیک از ترکیه وجود داشت. تحلیل قوی که در مورد ترکیه وجود دارد، این است که آمریکا و غرب به اینکه یک جریان اسلام گرایی قابل کنترل سر کار بیاید که آن انقلاب اتفاق نیفتد کمک کرده اند. چون فشار سیستم لائیک بر مسلمانان و افراد متدین غیر قابل توصیف است. مثلا اینکه شخصی در منزل شخصی خودش با ترس نماز بخواند، یا کسی که مجبور باشد در این کشور زندگی کند، باید دخترش را به مدرسه بفرستد و اگر این کودک به مدرسه برود باید بدون حجاب باشد.

الان همبستگی ولو نسبی، بین اقشار متدین و دولت ترکیه ایجاد شده است. این موضوع، رای بالایی را برای دولت اردوغان رقم زده است و مثلا در انتخابات علی رغم انتقادات جدی که همه قشرها به این حزب دارند، اما دوباره به همین حزب رای می دهند و وقتی از آنها پرسیده می شود که چرا دوباره به این ها رای داده اید، گفته می شود برای اینکه جایگزین مناسبی برایشان پیدا نمی کنیم. چون ما احزاب دیگر را هم آزمایش کرده ایم، فلذا مهم ترین اتفاقی که افتاده است همین مسئله است که بیان شد و به صورت جدی مشارکت سیاسی قشر متدین ترکیه رقم زده شده است. اگر تا دیروز همه امید شان به حضور در مسائل بین المللی مخصوص در جهان اسلام،  حرکت های شخصی، فردی، گروهی بود، امروز می گویند دولت  ما اقدام می کند؛ که می شود گفت این یکی از تحولات است.

یکی دیگر از تحولات، بحث شاخص های عدالت اجتماعی است که به موازات رشد اقتصادی در این دوره، اتفاق افتاده است. مثلا در بحث داروخانه ها، در شهری به طول 120 کیلومتری مانند استانبول یک نفر اگر می خواست دارویی را بخرد باید کیلومترها راه می رفت که الان این موضوع بسیار متفاوت شده است. هرچند می شود موارد زیادی را مثال زد. اما این دو شاخص به چشم می زنند. اما مورد اولی بیش تر مطلوب سیاست مداران جبهه غرب بود، چون توانستند  یک جامعه ای را که به سمت انقلاب می رفت را، کاملا کنترل کنند. دومی مطلوب خدا و ملت ترکیه بود. جمله ای که از آقای اردوغان نقل شد این بود که: ما مردممان را با سیستم حکومتی، هماهنگ کردیم.

اگر تا دیروز کسی وجود داشت که دغدغه دینی داشت، نماز می خواند، همسرش با حجاب ظاهر می شد، نسبت به مسائل جهان اسلام دخالت می کرد، الان حامیانشان بر روی کار آمده اند و این قضیه به قدری برایشان مهم است که علی رغم این که در مورد سوریه هم عقیده نیستند، اما دوباره به آن حزب رای می دهند.

آناج: ما در دوره اخیر انتخابات که یک دوره انتخابات زودرس بود و دیگری انتخابات اصلی، شاهد  پس رفت دولت حزب حاکم “عدالت توسعه” بودیم. اگر دوره ی اول را بررسی کنیم، نتیجه اش را برای حزب حاکم “عدالت و توسعه” شکست محسوب می کنیم، اما در دوره دوم، علی رغم انتظاری که داشتیم توانست به حداقل هدف هایش برسد.  شما این مسئله را چگونه ارزیابی می کنید؟

 شکست دوره اول قطعا به بخش سیاست های بین الملل اردوغان  برمی گردد. حتی اگر از خود مردم  یا احزاب هم سوال پرسیده شود و بر اساس تحلیل هایی که انجام گرفت حتی میزان رأیی که از مناطق مختلف گرفتند این را نشان می دهد مثلا در منطقه هاتای که هم مرز با سوریه است، به صورت معنی داری رای های آک پارتی پایین آمد و این نشان می دهد که ملت به این موضوع معترضند و این اوضاع را قبول ندارند اما در انتخابات مجدد اتفاقات پیچیده ای در ترکیه رخ داد. به این معنا که آقای اردوغان، دست به یک سلسله اقداماتی زد که مردم دوباره به این نتیجه رسیدند که باز حداقل آرامششان با حکومت اردوغان خواهد بود و این به صورت بسیار حساب شده ای انجام گرفت.

 

 

اگر مصاحبه ها ی بعد از رای گیری اول را ملاحظه کنید، خود آقای داوود اوغلو و بعضی از مشاوران دولت بی میل به دولت ائتلافی نبودند و قرار بود که دولت ائتلافی ایجاد بشود و در همین وهله بود که اردوغان اعلام  کرد من چیزی به نام مذاکرات کردی و مسئله کردی نمی شناسم و از اینجا یک سری اقدامات شروع شد که مردم گفتند: اگر ما بخواهیم امنیت حداقلی، آرامش حداقلی و درآمد حداقلی که در این  سیستم اقتصادی برایمان تعریف شده است، ضربه نخورد، باید این وضعیت ایجاد شود و این حزب در حکومت باشد. وگرنه همه چیز بر هم می ریزد.

آناج: در مرحله اول انتخابات رای آوری کردها را چطور ارزیابی می کنید؟

یک چیزی که در حزب “دموکراتیک خلق ها” اتفاق افتاد، این بود که  توانست ادبیاتش را از ادبیات یک حزب مختص کردها تبدیل به یک ادبیات و گفتمان فراگیر کند. یعنی مسائل و نقطه ضعف هایی را از آک پارتی مطرح کرد که این صرفا مربوط به مطالبات قوم کرد در ترکیه نبود بلکه مطالبات همه بود و توانستند چهره منطقی و سیاسی را از خود نشان دهند و این باعث شد که علاوه بر کردها که اکثر قریب به اتفاقشان به حزب “دموکراتیک خلق ها” رای می دهند، بخش قابل توجهی از اقشار دیگر هم به این حزب رای دهند و گفتمانی را مطرح کردند که ما میخواهیم عقلانی  مسائل را بررسی کرده و جلو برویم و این واقعا اتفاق افتاد.

ضمن اینکه بالاخره این ها  توانستند بازی مرگ و زندگی را رقم بزنند و می دانید که در انتخابات این موضوع مطرح است که اگر گفتمان دو قطبی اتفاق بیفتد، طرف می تواند رای بیاورد. این ها هم در واقع توانستند استارت بازی مرگ و زندگی را بزنند و طرفدارانشان را به این باور برسانند که اگر الان رای ندهید دیگر ما کلا از ترکیه حذف خواهیم شد و در این حساسیت زایی خود آقای اردوغان هم سهیم بود. با ادبیاتی که بکار می برد و حمله هایی که می کرد، بهانه های کافی را به دست اینها می داد و این ها هم استفاده می کردند.

هم کردهای اروپایی هم غیرکرد های اروپایی به این ها رای دادند. اما در دوره دوم چه اتفاقاتی افتاد؟ این ها همان اشتباهاتی بود که حزب “دموکراتیک خلق ها” در مقابل آک پارتی انجام داد و یک سلسله اقداماتی ، که به نظر برخی ها خود دولت در این اقدامات دست داشت، را حمایت کرد. مثلا گفتند که ما به هر دو طرف می گوییم که اسلحه هایشان را زمین بگذارند و مردم می گفتند شما به یک گروه می توانید بگویید اسلحه هایشان را زمین بگذارند، اما به دولت چگونه خواهید گفت؟! مگر دولت اسلحه زمین می گذارد؟ و درکل اسلحه بر زمین گذاشتن دولت یعنی تسلیم شدن در مقابل تروریسم ها!  فلذا ادبیاتی که بکار گرفتند، سبب شد اتفاقاتی رخ دهد. ( چون از یک طرف حواسشان به سبد رای شان بود که  سنتی وجود دارد و اگربخواهند سبد رای سنتی راحفظ کنند باید سبد رای جدید را از دست بدهند و از دست دادند اما باز توانستند به عنوان حزب وارد پارلمان شوند چون اگر از 10 درصد پایین می آمد کل رای هایشان باطل می شد و رای آک پارتی بالاتر از 50 درصد می شد.)

آناج: یکی از اهدافی که اردوغان برای بدست آوردن رای 50 درصدی دنبال می کرد تغییر نظام حکومتی از پارلمانی به ریاست جمهوری بود و یکی از معترضین این قضیه هم حزب “دموکراتیک خلق ها” است که دائما بر علیه این تبلیغ می کند. اما برخلاف انتظار وقتی پای میز مذاکره آمد، از تغییر نظام حکومتی حمایت کرد. تحلیل شما از این تناقض چیست؟

در ترکیه احزاب بیشتر از اینکه روی واقعیات تمرکز کنند که واقعیت مطلب و اعتقاد من چیست روی این که  از این موضوع چه استفاده و بهره ای می توانند ببرند، تمرکز می کنند. نمی توان گفت در کشور ما این اتفاق نمی افتد، اما نوع نگاه ما به موضع گیری افراد، این نیست. نوع نگاه ما حداقل این است که باور این فرد این است و آن را تبلیغ می کند. واقعا معلوم نیست که باور حزب “دموکراتیک خلق ها” این بوده است که ما نطام ریاست جمهوری را دیکتاتوری می بینیم.

در آن ایام  همراه با حزب “حرکت ملی”  و “جمهوری خواه خلق” تبلیغ می کردند که به سبد رای خودشان برسند و اینگونه چرخش ها، درجامعه سیاسی ترکیه  مسئله طبیعی تلقی می شود. مثلا همان آقای اردوغان که صلح کردی را استارت می زند، همان اردوغان بزرگترین حمله کننده صلح کرد هاست. فلذا، با توجه به فضایی که در آن هستند و نفس می کشند و با توجه به منافع حزبی شان  یک سری مسائل را مطرح می کنند و همه این اتفاقات، نشان می دهند که خیلی، به آن قضیه باور نداشتند و به عنوان یک فرصت سیاسی می خواستند از آن استفاده کنند.

آناج: کردها چه سودی ازتغییر نظام سیاسی و نظام حکومتی شان می برند؟

اصلی ترین هدف کردها این است که بتوانند خود مختار باشند و برای همین در این بازی شطرنجی بازی می کنند، که اگر این را از دست بدهم چه چیزی را به دست خواهم آورد و در کل از جزییاتی که در پشت پرده رخ می داد، بنده باخبر نیستم. اما، این را می گویم که  مهم ترین  بحث کردها درترکیه بحث قومیتی خودشان است و این را هم وقتی مطرح می کنند در مقابلش چیزی را طلب می کنند. اما اینکه چه چیزی را می خواستند طلب کنند، بنده اطلاعی ندارم.

آناج: سیاست های اقتصادی اردوغان، در شرایط بحران اقتصادی اروپا جواب داده است ومی توان گفت سیاست های اقتصادی که پیش گرفت، ترکیه را از بحران اقتصادی اروپا، با فاصله امن حفظ کرد و برای کوتاه مدت در ترکیه حواب داد. اما بنا به تحلیل کارشناسان، این سیاست ها، دیگر نمی توانند این وضعیت پایدار را ادامه دهند و در ادامه حتما با مشکل رو به رو خواهند شد، این تحلیل را قبول دارید؟

قطعا همین طور است. حافظه تاریخی مردم ترکیه این را نشان می دهد. اگر مقایسه کنیم خدماتی را که حزب حاکم ترکیه به لحاظ اقتصادی و رفاهی آورده است، دولت های دیگر نتوانسته اند این کار را انجام دهند. مثلا چنانچه در بحث داروخانه ها اشاره کردم برای تهیه یک دارو باید چندین کیلومتر راه  می رفتند تا به داروخانه برسند. اما الان محله ای را پیدا نمی کنید که بدون داروخانه باشد و حتی در برخی محله ها فردی جلوی داروخانه ها ایستاده و فرد نسخه به دست را راهنمایی می کند. یعنی به یک حالت رقابتی رسیده است و ترکیه با رشد قابل توجهی مواجه شد، ازجمله در بحث دارو درمان، سیستم آموزشی، افزایش رقم صادرات، ایجاد راه ها و فرودگاه ها و زیر ساخت های جدید.

 

 

مردم این پیشرفت ها را درزندگی روزانه شان حس کرده اند. البته، من نمی گویم فقر در ترکیه ریشه کن شده است. اما اگر در کوتاه مدت سیاست های منطقه ای ترکیه عوض نشود و با همین روند ادامه یابد قطعا دیگر وضعیت اقتصادی ترکیه به این وضعیت نخواهد بود. یکی ازدلایل قوی سفر آقای داوود اوغلو مسائل اقتصادی ذکر می شود که وی گفت: در موضوع سوریه، ما باید به تفاهم برسیم و دلیل این همان بحث اقتصاد بود و نباید این مسئله را دست کم گرفت.

کار به جایی رسیده بود که مردم با کارت شناسایی ترک خودشان وارد سوریه می شدند و بدون پاسپورت می رفتند و کارهای اقتصادی شان را انجام می دادند اما الان آن بازار میلیونی به رویشان بسته شده است و باهم نزاع می کنند. به این مسئله آوارگانی را که الان در ترکیه زندگی می کنند را هم اضافه کنید. امروزه آوارگان سوری را می بینیم که در خیابان های استانبول مشغول گدایی هستند و یا در بلوارها و پارک ها مشغول زندگی کردن هستند. فلذا سیاست های منطقه ای آقای اردوغان و مخصوصا مسئله روسیه عاملی برای توقف اقتصاد ترکیه شده است. حتی این مسئله باعث شد تا، آن ها از ایران درخواست کردند که بین آنها و روسیه میانجیگری کند. فلذا منافع اقتصادی ترکیه بخاطر مسائل بین المللی تحت الشعاع قرار گرفته است. ولی بدان معنا نیست که بصورت کامل متوقف شده است.

آناج: آیا تحلیل شما این است که دولت ترکیه از تانکرهای نفتی دست کشیده و در مورد این مسئله عقب نشینی کرده یا بطور کامل اقناع شده است؟

دولت ترکیه در مسئله داعش بسیار طراحی شده عمل کرد، برای مثال در همان زمانی که داعش تصمیم داشت موصل را تسخیر کند، کنسولگری ترکیه در موصل، چندین نامه پی در پی به وزارت خارجه ارسال می کند که گروه داعش تصمیم حمله به موصل را دارد و اعلام می کند که ما در خطر هستیم. جوابی که وزارت خارجه به کنسولگری ارسال می کند، این  است که هیچ خطری شما را تهدید نمی کند.

بعد از حمله و تسخیر موصل توسط داعش آنها کنسولگری ترکیه را نیز اشغال کرده و 40 تن از دیپلمات های ترکیه را به اسارت درآوردند. آقای اردوغان بین 2 تا 3 ماه در مقابل همه ی تحرکات داعش سکوت کرد و هنگامی که دلیل سکوتش را از اول سوال می کردند پاسخ می داد: دیپلمات های ما در دست داعش اسیر هستند و چاره ای جز سکوت نداریم و نمی توانیم علیه آنها صحبت کنیم. یعنی طراحی هایی که ترکیه در مورد داعش انجام داد، فقط در مورد مسئله نفت نیست، و کمک هایی که آنها در مورد گسترش داعش در سوریه کردند، هیچ کشور دیگری به این اندازه نکرده است.

آناج: آیا هدف ترکیه از اینکه دیپلمات های خود را به عمد از دست داعش نجات نداد این بود که تا در مقابل داعش سیاست سکوت را پیش بگیرد؟

این تحلیل خود تحلیلگران ترکیه است و یک طراحی کاملا هوشمندانه است. و این به بقیه مسائل داعش نیز مربوط می شود بطوریکه بشار اسد رئیس جمهور سوریه اعلام کرد: اگر ترکیه 3 ماه مرزهای خود را کنترل کند میتوانیم بحث داعش را حل کنیم و واقعیت همین بود. ولی، ترکیه از انجام این کار خودداری کرد. به همین دلیل نه فقط در بحث اقتصادی بلکه در بقیه زمینه ها نیز طراحی بسیار پیچیده ای انجام گرفت. برای مثال از جذب نیرو از کشورهای مختلف و سازماندهی و فرستادن آنها به داخل سوریه از جمله این اقدامات بود. اما این کارها در کوتاه مدت پاسخگو بود ولی در بلند مدت پاسخگو نیست. برای رسیدن به این مسئله باید به ادبیات آقای اردوغان توجه کنیم که در ماه های اخیر ادبیاتی که نسبت به سوریه دارد قابل مقایسه با ادبیات ایشان در سال های اخیر نمی باشد.

ادامه دارد…

 انتهای پیام/م

[ad_2]
لینک مطلب


مطالب که خواندنش حتما پیشنهاد میشود

پاسخ دهید